به گزارش حیات، تور اروپایی رضا پهلوی که از فروردینماه امسال آغاز شد و با حاشیههای پیاپی و ناکامی در کسب موقعیت برای او همراه بود، به ایستگاه یک پنل حاشیهای در اودسا رسید تا نشان دهد فاصله میان ادعاهای او و واقعیت میدانی، همچنان پرنشدنی است.
سفرهای اروپایی رضا پهلوی از همان ابتدا با حواشی عجیبی همراه بود. در سوئد، حامیانش مدعی شدند که او در پارلمان سخنرانی کرده اما این دیدار در یک اتاق فرعی و در روز تعطیلی پارلمان برگزار شد، نه در تالار اصلی؛ در ایتالیا پهلوی تنها با چند نماینده از احزاب راستگرا دیدار کرد، اما همان دعوت محدود هم با انتقادهای تندی از درون حزب حاکم مواجه شد.
وزیر خارجه اسبق ایتالیا و از اعضای حزب نخستوزیر جورجا ملونی، با بیانیهای صریح پهلوی را پسر یک دیکتاتور خواند و این شکاف علنی در حزب حاکم نشان داد که پهلوی حتی در میان محافظهکاران اروپایی نیز از حمایت اجماعی برخوردار نیست.
اما نقطه اوج این حواشی در برلین رقم خورد. پس از کنفرانس خبری که با انتقاد خبرنگاران حاضر روبه رو بود، یک معترض با پاشیدن سس قرمز به سمت پهلوی، او را دستمایه طنز و انتقاد در شبکه های اجتماعی قرار داد؛ همزمان، دولت فدرال آلمان رسماً از دیدار با او خودداری کرد و سخنگوی دولت، پهلوی را یک شخص حقیقی خواند که وظیفهای برای ملاقات با او ندارد.
برخی رسانهها نیز عنوان کردند که امکان پاشیدن سس بر وی نشان داد که حتی کشتن ترور وی با اسلحه هم بوده و کشورهای اروپایی حداقلی از حفاظت هم برای پهلوی قائل نبودند.
حالا در تازهترین ایستگاه این تور طولانی، پهلوی راهی اودسا در اوکراین شده تا در نشست امنیتی دریای سیاه شرکت کند. اما نکته قابل تأمل اینجاست که او در فهرست سخنرانان اصلی این نشست که با حضور سران کشورهایی چون مولداوی، استونی، لتونی، لیتوانی و حتی دبیرکل ناتو برگزار شد، جایی نداشت.
پهلوی در یک پنل حاشیهای با عنوان توانمندسازی بازیگران غیردولتی به سخنرانی پرداخت؛ او با لحنی جنگطلبانه، خواستار تداوم فشار نظامی بر ایران شد و حتی در اظهاراتی وقیحانه مدعی شد که مردم ایران حمله به زیرساختها را جشن گرفتند و خیابان ها را به نام ترامپ زدند! درحالیکه ۹۰ شب است مردم ایران در میادین و خیابانهای همه شهرها، شهرستانها و روستاها حضور دارند.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که پیشتر نیز مواضع تند او درباره لزوم حمله به تأسیسات هستهای ایران، باعث شده بود تحلیلگران غربی او را شخصیتی "بیش از حد سمّی" برای رهبران اروپایی توصیف کنند.
نکته جالب توجه دیگر، سکوت تقریباً کامل رسانههای اروپایی در قبال این سفر است. برخلاف تور اروپایی که با انبوهی از تحلیل و نقد همراه بود، حضور پهلوی در اودسا بازتاب قابل توجهی در مطبوعات جریان اصلی اروپا نداشته و به نظر میرسد رسانههای غربی به نقطه اشباع درباره پهلوی رسیدهاند و دیگر سفرهای او را به عنوان یک رویداد خبری مهم تلقی نمیکنند و وقتی شخصی را بیش از حد سمی بدانند، عملاً ارزش خبری نخواهد داشت.
نظر شما